X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



وبلاگ محمدی پور جوینی - یک لحظه تامل و فکر؟!
قال رسول الله صلی الله علیه وآله : اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ . هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید. اصول کافی ج2ص459 قال امیرالمؤمنین علیه السلام : وَ اعلَموا اَنَّ هذَالقُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یَغُشُّ، وَالهادِی الَّذی لایُضِلُّ ، وَالمُحَدِّثُ اَّلذی لایَکذِبُ . بدانید که این قرآن پندآموز است که خیانت نمی کند؛ وهدایت گری است که گمراه نمی سازد ؛ وسخن گویی است که دروغ نمی گوید . نهج البلاغه خطبه 176 قال علی علیه السلام : ما جالَسَ هذَاالقُرآنَ اَحَدٌ الّا قامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ اَو نُقصانِ؛ زِیادَةٍ فی هُدًی اَو نُفصانِ مِن عَمًی . هیچ کس با این قرآن همنشین نشد ، مگر آن که چون از نزد آن برخاست با فزونی و کاستی همراه بود؛ فزونی در هدایت، و کاستی ازکوردلی . نهج البلاغه خطبه 176 قال علی علیه السلام : مَنِ اتَّخَذَ قَولَ اللهَ دَلیلًا ، هُدِیَ اِلَی الَّتی هِیَ اَقوَم . هر کس که سخن خدا را راهنمای خود بگیرد ، به استوارترین راه ها هدایت می شود . نهج البلاغه خطبه 147

بازديد امروز : 3
افراد آنلاين : 2
بازديد ديروز : 4
بازديد ماه : 53
بازديد سال : 503
کل بازديدها : 18754
مجموع اعضا : 11
تعداد مطالب : 61
تعداد نظرات : 58


برای ترجمه سایت روی پرچم کشور مورد نظر کلیک کنید
تماس با ما

سوال: چرا بعد از امام حسین (علیه السلام) امامان دیگر قیام نکردند؟ با لحاظ اینکه امامان(علیهم السلام)  در زمان انسان های ظالم و سفاکی زندگی می کردند؟ مثلا امام صادق(علیه السلام)  در زمان منصور دوانیقی زندگی می کرد که منصور  معروف بود به معاویه ی بنی عباس...

چرا ائمه ی اطهار(علیهم السلام) عاشورای دیگری را راه نیانداختند، شاید بفرمایید که شرایط مهیا نبود.

باید عرض کنم که در زمان ده سال اول خلافت امام حسین(علیه السلام) هم (از سال 50 هجری قمری تا 60 هجری قمری) که مصادف بود با حکومت معاویه شرایط برای قیام خود امام حسین(علیه السلام) هم آماده نبود. چرا؟ یکی  بخاطر احترامی  صلحی بود که  امام حسن(علیه السلام) با معاویه کرده بود با اینکه خود معاویه به آن صلح نامه عمل نکرد؟ یکی دیگر اینکه معاویه بر خلاف یزید حفظ ظاهر می کرد.

معاویه انسان منافقی بود که خودش گفته بود تا من در اذان بعد از اشهد ان لا اله الا الله جمله اشهد ان محمد رسول الله را حذف نکنم از پا نمی نشینم.اما با این همه نفاق و دشمنی باز هم حفظ ظاهر می کرد.

لذا امام حسین(علیه السلام) به این خاطر شرایط را برای قیام در زمان معاویه مساعد نمی دید.

شاید مهیا نبودن شرایط  یکی از دلایلی هست که  امامان معصوم(علیهم السلام) قیام نکردند.

دومین دلیل عدم قیام دیگر ائمه(علیهم السلام) شاید نبود یارانی چون یاران امام حسین(علیه السلام) باشد.

کدام یک از ائمه اطهار(علیهم السلام) یارانی مثل یاران امام حسین(علیه السلام) داشتند؟ هیچکدام.

عبید الله بن عباس که نسبتی هم با امام حسن (علیه السلام) دارد فرمانده 12 هزار نفر از سپاه امام حسن(علیه السلام) هست، که معاویه دو تن از فرزندان همین فرد را به طرز وحشتناکی به قتل می رساند. این فرد باید یک رگ غیرتی می داشت و در برابر معاویه می ایستاد اما متاسفانه  با یکصد هزار درهم از طرف معاویه تطمیع و خریده شد و لشکر امام حسن را رها کرد و با هشت هزار نفر فرار کرد.

شما نگاه کنید این یک نفر آشنا و فامیل بوده و لذا همه امامان(علیهم السلام) همینطور بودند و یار زیادی نداشتند.

یک روز سدیر صیرفی یکی از شاگردان امام صادق(علیه السلام) درحالی که نزدیک مدینه بودند و داشتند از مدینه خارج می شدند به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد اقا جان چرا شما قیام نمی کنید، امام (علیه السلام)  فرمود: با کدام یار و با چه کسی قیام کنیم. سدیر گفت آقا شما که خیلی طرفدار دارید. امام فرمود مثلا چند نفر سدیر گفت : صد هزار نفر، امام با تعجب پرسید: ما صد هزار نفر یار داریم، سدیر گفتبلکه  دویست هزار نفر، امام پرسیدند: دویست هزار نفر، سدیر گفت بلکه نصف عالم اسلام.... اما صادق(علیه السلام) چیزی نگفت تا به یک گله گوسفند رسیدند و به سدیر فرمودند: اگر من به اندازه همین گله گوسفند یار می داشتم قیام می کردم. سدیر می گوید شمردم دیدم این گله گوسفن 17 راس کوسفند دارد.

ادامه دارد....



:: برچسب‌ها: ,,,,,
ن : محمد . م .ج
ت : سه شنبه 29 مهر 1393
http://www.ansarisch.ir/appssch/gallery/pics/9.jpg

باز باران با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آید کربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یک روز غمگین      
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان       
باز باران

باز باران با ترانه
آید از چشمان مردی خسته جان
هیهات بر لب
از عطش در تاب و در تب
نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب 
شش ماهه طفلی    
رو به پایان
مرد محزون
دست پر خون می فشاند
از گلوی نازک شش ماهه
بر لب های خشک آسمان با چشم گریان                
باز باران

باز هم اینجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بی سر پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی
دراین صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله             
پر زناله
پای خسته
دلشکسته
روبرو بر نیزه ها خورشید تابان
می چکد از نوک سرخ نیزه ها
بر خاک سوزان          
باز باران باز باران      

قطره قطره می چکد از چوب محمل 
خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم  سنگ باران
آری آری     
باز سنگ و باز باران
آری آری     
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
بر فراز خیمه برگونه ها
بر مشک ساقی
کاش می بارید باران

علی اصغر کوهکن



:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : شنبه 26 مهر 1393
دو هفته پیش ساعت 13 داشت به خونه بر می گشت که توی ترافیک سنگین یک206 از پشت سر محکم کوبید به پراید نازنینش، تا پیداده شد ببینه چی شده که یه دفعه طلبکارانه خطاب بهش گفت  زود باش من کار دارم یه کپن از بیمه نامت بده من برم،افسر راهنمایی که از شانسش همون نزدیکی بود گفت خودرو 206 مقصره،یارو داشت سکته میزد با فریاد بلند می گفت اون زد رو ترمز من باید خسارت بدم، بله... ماشین هارو آوردن کنار خیابون،با 110 تماس گرفتن که راانده 206 گفت من مدارک ندارم بریم جای یک صافکار من هزینه اش رو میدم قرار گذاشتن برن میدون مفید،راننده پراید تا اومد سوار ماشینش بشه که 206 فرار کرد، راننده پراید نا امید نشد به محل قرار رفت نه یک بار بلکه 4 بار.
سرتون رو درد نیارم  راننده پراید دنبال مراحل قانونی بود ولی توکلش به خدا اولویت داشت ، هر روز صبح تا محل کارش برای پیدا کردن ماشین پژو 206 صلوات میفرستاد تا اینکه بعد از دو هفته در محدوده تصادف همون 206 رو دید با حوصله زیاد تعقیبش کرد تا اینکه در جای خلوت ماشینش رو جلوش نگه داشت و خلاصه هر چی جزع و فزع کرد فایده نداشت تا اینکه هرچی پول تو کیفش داشت رو راننده پراید گرفت(یکصد و هشتاد هزار تومان) جالب اینجاست هنوز پیگرد قانونی برای توقیف ادامه دارد.
این اتفاق برای مدیر وبلاگ افتاده بود.
نکته: در روزگار ما جواب خوبی را با بدی می دهند.(بکوشیم اینچنین نباشیم) انشاءالله



:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : دوشنبه 5 اسفند 1392
دوستانی که مایل هستند دید وسیعتری نسبت به یتیم داشته باشند این مطالب رو حتما بخوانند.

یتیم آنقدر ارزش دارد كه اگر دو پیغمبر مجانی برایش كارگری كنند، ارزش دارد .(سوره ی کهف)



قرآن مجید كتابی است كه حامی مستضعفان است و به چند گروه مثل یتیمان، فقرا، كارگران، كشاورزان و. . . توجه خاص كرده است.


بنابراین اسلام به افردی كه زمنیه ی ظلم كردن به آن ها زیاد است، توجه خاصی دارد. یكی از این موارد كه اسلام به آن توجه می كند، یتیم است. در قرآن 23 بار راجع به یتیم سفارش شده است. در سوره بقره آیات 83، 177، 215، 220 در سوره ی نساء آیات 2، 3، 6، 8، 10، 36، 127 وهمچنین در سوره های انعام، انفال، اسراء، كهف، ضحی، بلد، ماعون نیز به یتیم نوازی سفارش شده است. یتیم نوازی فقط این نیست كه به او آب و نان بدهیم، بلكه باید به یتیم احترام بگذاریم. «كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیمَ. چنان نيست كه شما مى‏پنداريد شما يتيمان را

قرآن راجع به انسان ها می گوید: بعضی انسان ها از سنگ بدتر هستند. از كنار سنگ چشمه بیرون می آید اما بعضی آدم ها قلب هایی دارند كه هیچ چشمه ی آبی از آن بیرون نمی آید.

شخصی خدمت حضرت علی آمد و گفت: من سنگدل شده ام. حرف در من اثر نمی كند. چشم هایم دیگر اشك ندارد. آدم بی تفاوتی شده ام. چه كنم كه سنگدلی و قساوت قلب من از بین برود؟ حضرت فرمود: برو یك یتیم بگیر. او را به سینه ات بچسبان و به او رحم كن. دست روی سر او بكش و به او غذا بده. یتیم نوازی فقط احترام به یتیم نیست بازسازی و خودسازی خود انسان هم هست.

علی بن ابیطالب برادری به نام جعفر طیار دارد. اول بنیانگذار اسلام در آفریقا جعفر طیار است. در جنگ موته دو تا دست او مثل حضرت ابوالفضل(ع) قطع شد. زمانی كه شهید شد پیغمبر به منزل او آمد. گفت: بچه های شهید كجا هستید. بچه های شهید را گرفت. حدیث داریم: فضَمَّهُ إِلَی نَفْسِهِ (بحارالانوار/ج /18ص 246) آنها را در آغوش گرفت و به سینه اش چسباند و دست روی سرشان كشید. بچه های شهید را بو می كرد. چون بچه ی شهید یتیم است، بیشتر مهربانی می كرد. قرآن می فرماید : فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً( نساء/ 8 ) به این ها از رزق خدا بدهید. با این ها همیشه خوب حرف بزنید. گاهی افراد یك مقدار برنج، لپه، روغن به فقیر می دهند اما این ها فایده ای ندارد. باید نشست و برای بچه یتیم قصه گفت. قَوْلاً مَعْرُوفاً تنها مساله ی مادیات مهم نیست. ما باید مساله ی عاطفی این بچه ها را حل كنیم. امام صادق (ع) فرمود: إِذَا بَكَی الْیَتِیمُ اهْتَزَّ لَهُ الْعَرْشُ (من لایحضره الفقیه/ ج /1 ص 188)   دو جا عرش خدا به لرزه درمی آید. 1- یتیمی كه گریه كند. 2- فاسقی ستایش بشود.

حدیث داریم بهشت درهایی دارد. یكی از درهای بهشت باب الفرح است و مخصوص كسانی است كه به یتیم ها كمك می كنند. احترام به یتیم مخصوص دین اسلام نیست. قرآن می گوید: از یهودی ها هم پیمان گرفته بودیم كه به یتیم ها احترام بگذارند. «وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساكینِ» (بقره/83)ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم كه به چند چیز احترام بگذارند. «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ» 1- پرستش خدا و داشتن توحید. 2- احترام به والدین و یتیمان و مسكینان «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ الْیَتامی والمساكین» یعنی مساله ی توجه به یتیم مخصوص قرآن نیست.

یتیم آنقدر ارزش دارد كه اگر دو پیغمبر مجانی كارگری كنند، ارزش دارد تا اینكه مال یتیم حفظ بماند(سوره ی کهف)

یتیم به قدری ارزش دارد كه حتی امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا (س) گرسنگی كشیدند تا شكم یتیم سیر بشود.

چند روایت:

پیامبر اکرم(ص): احب بيوتكم الي الله بيت فيه يتيم مكرم‏ (نهج الفصاحة، جمله 88) محبوبترين خانه‏هاى شما در نظر خدا خانه ايست كه در آن يتيمى محترم باشد.

پیامبر اکرم(ص): ان في الجنة دارا يقال لها دار الفرج لا يدخلها الا من فرح يتامي المؤمنين‏.(نهج الفصاحة، حكمت 864) در بهشت خانه‏اى هست كه آن را خانه خوشحالى نامند و جز كسانى كه يتيمان مؤمنان را خوشحال كرده باشند، وارد آن نميشوند.

امام صادق عليه السّلام فرمود: هنگامى كه طفل يتيم بگرید عرش الهى بسبب گريه او بلرزه در مى‏آيد، پس خداوند تبارك و تعالى ميفرمايد: اين كيست كه‏ بنده مرا كه در خردسالى پدر و مادرش را از او گرفته‏ام بگريه آورده است؟ قسم به عزّت و عظمت و شكوه خودم و سوگند به بلندمرتبگى خودم بنده مؤمنى نباشد كه او را آرام سازد مگر اينكه بهشت را بر او واجب سازم. من‏لايحضره‏الفقيه، ج 1، ص 188

پیامبر اکرم(ص): هنگامی که یتیمی گریه کند عرش خدا بلرزه در می آید، خداوند می فرماید ای ملائکه ی من شاهد باشید، هرکس او را ساکت و راضی کند من(خدا) در روز قیامت او را راضی می کنم.

پیامبر اکرم(ص): يتيم در اجتماع حقي دارد و اين حق با مهر و نوازش بايد ادا گردد.

برای بیشتر دانستن به ادامه مطلب بروید....



:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : سه شنبه 19 آذر 1392

داستانی پر معنی: رﻭﺯﻱ ﻳﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺷﺖ:


'ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ! ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﭼﻪ ﺷﮑﻠﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ '، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ

 ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ

 ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺍﺗﺎﻕ ﻳﮏ ﻣﻴﺰ ﮔﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﻳﮏ

 ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺑﻮﺩ، ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﻱ ﺧﻮﺑﻲ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺁﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﮐﻪ

 ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻻ‌ﻏﺮ ﻣﺮﺩﻧﻲ ﻭ ﻣﺮﻳﺾ ﺣﺎﻝ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻗﺤﻄﻲ ﺯﺩﻩ

 ﻣﻲ ﺁﻣﺪﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﻗﺎﺷﻖ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ

 ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ‌ﻱ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻭﺻﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ
  
میﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ،

ﺍﻣﺎ ﺍﺯ
ﺁﻥ ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﻭﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺭﺍ
 ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭ ﺑﺒﺮﻧﺪﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ

ﺁﻧﻬﺎ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮔﻔﺖ: 'ﺗﻮ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻱ، ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ'، ﺁﻧﻬﺎ

 ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻌﺪﻱ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻣﺜﻞ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻠﻲ

 ﺑﻮﺩ، ﻳﮏ ﻣﻴﺰ ﮔﺮﺩ ﺑﺎ ﻳﮏ ﻇﺮﻑ ﺧﻮﺭﺵ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰ، ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻞ

 ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺎﺷﻖ ﻫﺎﻱ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﻲ ﻗﻮﻱ ﻭ ﭼﺎﻕ ﺑﻮﺩﻩ،

 ﻣﻲ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪﻧﺪ، ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: 'ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﻢ؟!'، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ:

 'ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﺍﺣﺘﻴﺎﺝ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ؟ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ

 ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﻏﺬﺍ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻱ ﻃﻤﻊ ﮐﺎﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﻗﺒﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ

 ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ!'ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻣﻮﺳﻲ ﻓﻮﺕ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪ،

 ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻲ ﻣﺼﻠﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﺪ، ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ

 ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻲ ﻳﺎﻓﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪ، ﮔﻮﺍﻩ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﮐﻠﻤﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ

 ﺩﻡ ﺁﺧﺮ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻗﺮﻭﻥ ﻭ ﺍﻋﺼﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ     

ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ،

ﮐﻪﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻳﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺪﺍ

 (ﻣﻠﮑﻮﺕ ﺍﻟﻬﻲ) ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .ﺗﺨﻤﻴﻦ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ 93% ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ
 
ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ، ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ

 ﺟﺰﺀ ﺁﻥ 7% ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ، ﻣﻦ
 
ﺟﺰﺀ ﺁﻥ 7% ﺑﻮﺩﻡ، ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺗﺎ
 
ﻗﺎﺷﻖ ﻏﺬﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﻬﻴﻢ ﺷﻮﻡ


حیف است اسیرغم دنیاباشیم.دلسوخته چون لاله صحراباشیم.حیف است

زدیده پاسبانی نکنیم بامریم ویاس مهربانی نکنیم.روزی که فلک جسم مراخاک
 کند.حیف است شکایت ازجوانی نکنیم!

در مدرسه ؛ آرزویمان تمام شدن درسمان است !


در سربازی ؛ پایان خدمت ....

در دانشگاه ؛ گرفتن مدرک ....


در عاشقی ؛ ازدواج کردن !


چه موجودات عجیبی هستیم ،


آرزویمان تمام شدن بهترین روزهای زندگیمان است ... !!!

عذاب قبرخيلى سخت است مخلوق نمى تواند عذاب قبر را تحمل کند قبر جایی


تنگ و تاريک وجاى مار و حشرات است پس بيايم پنج وقت نماز را سروقت

 بخوانيم و قرآن را مطالعه کنيم وکار نيک انجام دهيم .


:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : دوشنبه 8 مهر 1392

ﯾﻮﻧﺲ اﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب از اﻣﺎم ﺻﺎدق ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻧﻘﻞ ﮐﺮدﻩاﺳﺖ: درﺧﺼﻮص ﻣﻮﻣﻨﺎن، ﻫﺮ ﺑﺪﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻬﻞروز آﺳﯿﺒﯽ ﺑﻪ آن وارد ﻧﺸﻮد، ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ و دور از رﺣﻤﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ ﻣﻠﻌﻮن اﺳﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: واﻗﻌﺎ؟ ﺑﺎز ﻓﺮﻣﻮدند: ﺑﻠﻪ. ﭘﺲ ﭼﻮن اﻣﺎم ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮای ﻣﻦ را ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮدند، ﻓﺮﻣﻮدند: ای ﯾﻮﻧﺲ! از ﺟﻤﻠﻪ ی ﺑﻼ و آﺳﯿﺐ ﺑﻪ ﺑﺪن ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺮاش ﭘﻮﺳﺖ و ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮردن و ﻟﻐﺰﯾﺪن و ﯾﮏ ﺳﺨﺘﯽ و ﺧﻄﺎ ﮐﺮدن و ﭘﺎرﻩ ﺷﺪن ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺶ و ﭼﺸﻢ درد و ﻣﺎﻧﻨﺪاﯾﻨﻬﺎ اﺳﺖ، ﻧﻪ ﻟﺰوﻣﺎ ﻣﺼﯿﺒﺖﻫﺎی ﺑﺰرگ. ﻣﻮﻣﻦ ﻧﺰد ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﻓﻀﯿﻠﺖﺗﺮ و ﮔﺮاﻣﯽﺗﺮ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﺬارد ﭼﻬﻞ روز ﺑﺮ او ﺑﮕﺬرد و ﮔﻨﺎﻫﺎن او را ﭘﺎک ﻧﻨﻤﺎﯾﺪ؛ وﻟﻮ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻏﻢ ﭘﻨﻬﺎن در دلی ، ﮐﻪ او ﻧﻔﻬﻤﺪ اﯾﻦ ﻏﻢ از ﮐﺠﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ، وﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ از ﺷﻤﺎ ﺳﮑﻪﻫﺎی درﻫﻢ را در ﮐﻒ دﺳﺖ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻘﺼﺎن آن ﺷﺪﻩ و ﻏﺼﻪدار ﻣﯽﺷﻮد، ﺳﭙﺲ دوﺑﺎرﻩ وزن ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ وزﻧﺶ درﺳﺖ ﺑﻮدﻩ، ﻫﻤﯿﻦ ﻏﺼﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ و ﮔﺬرا ... ﻣﻮﺟﺐ آﻣﺮزش ﺑﺮﺧﯽ از ﮔﻨﺎﻫﺎن اوﺳﺖ.

7 اﻟﻮﺳﺎﺋﻞ: 11 / 518 ج 21 اﻟﺒﺤﺎر: 76 / 354 ج ﻋﻦ ﻛﻨﺰ اﻟﻜﺮاﺟﻜﯽ: ص 63 ﺑﺈﺳﻨﺎدﻩ ﻋﻦ ﯾﻮﻧﺲ ﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮب



:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : یکشنبه 17 شهریور 1392

محضر شریف همشهریان محترم جوینی
سلام علیکم
مسئله ای که از هر چیز باید به آن توجه داشته باشیم این است که آیا صرفا انجام و صحت عبادات مهم می باشد یا قبولی اعمال؟
امیر بیان مولی الموحین امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) می فرماید: توجه به قبولی عبادت مهمتر است از توجه به صحت عبادات.
حال چگونه است که ما عادت کرده ایم به انجام یک سری کارهای مستحب که اگر انجام ندهیم مواخذه نخواهیم شد اما در مقابل اعمال واجب را رها ساخته و مرتکب حرام می شویم.حفظ حرمت همسایه بر همسایه واجب است تا جایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حُرْمَةُ الْجَارِ عَلَی الْإِنْسَانِ کَحُرْمَةِ أُمِّهِ؛ حرمت همسایه بر [عهده] انسان مانند احترام مادرش می باشد
آیا انسان اجازه دارد به مادر خود بی احترامی کند؟
آیا اجازه دارد مادر خود را آزار دهد؟
آیا اجازه دارد سر مار خود فریاد بزند؟
آیا اجاه دارد به حرف مادر خود توجه نکند؟
آیا اجازه دارد …..؟
و از این قبیل روایات و سفارشات زیاد داریم که سفارش به حفظ حریم همسایه می کنند.
آیا به غیر از این است که همسایگان مسجد هم حقوقی دارند مثل همسایه های خود انسان؟
چرا ما نسبت به حقوق همسایه گان مساجد بی تفاوت هستیم و با صدای بلند گوها و طبل و سنج ها موجبات آزار آنها را فراهم می کنیم.
و توجیهاتی از قبیل پخش مناجات ، دعا ، سخنرانی و قرائت قرآن مورد قبول نیست و از گناه بودن آزار همسایه ی مسجد کم نمی کند.
و باز پیامبر (ص) فرمود: از مومنان نیست آن که همسایه اش از آزار او در امان نباشد و هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایه خود را نمی آزارد.

از کلیه ی دوستان موثر در روستا ها و مساجد عاجزانه درخواست می کنم که نسبت به این امر اقدام نمایند تا مزاحمت بلند گوها و طبل های عزاداری بر طرف شود.


:: برچسب‌ها:
ن : محمد . م .ج
ت : پنجشنبه 10 مرداد 1392


نام کاربري:
رمز عبور:
با افتخار قدرت گرفته از ثامن بلاگ
mkm1382@yahoo.com@rizeh